شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۱
تجلی اراده ملی در رستاخیزی به نام تشییع رهبر شهید

حوزه/ تشییع میلیونی رهبر شهید انقلاب اسلامی، صرفاً یک آیین سوگواری نبود؛ بلکه رخدادی اجتماعی، سیاسی و حقوقی بود که ابعاد مختلف آن همچنان محل تأمل و تحلیل است. دکتر هادی طحان‌نظیف، عضو حقوقدان و سخنگوی شورای نگهبان، این حضور کم‌نظیر مردمی را از منظر «اراده عمومی» و جایگاه آن در حقوق عمومی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بررسی کرده است

خبرگزاری حوزه | خیابان‌های ایران و عراق در ایام بدرقه و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، صحنه رستاخیزی مردمی شد. جمعیتی کم‌نظیر، با انگیزه‌ها و تجربه‌های گوناگون، در سوگی مشترک گرد آمد و با حضور خود سخن گفت. این اجتماع عظیم، احساس مردم نسبت به رهبر شهید و برداشت آنان از سرنوشت کشور را بی‌واسطه در معرض دید همگان قرار داد.

تشییع در آن روز کارکرد رسانه پیدا کرد. رسانه گاه در قالب روزنامه، شبکه تلویزیونی یا سکوی مجازی ظاهر می‌شود و گاه میلیون‌ها انسان، با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، پیامی جمعی را شکل می‌دهند. در چنین وضعیتی، حضور هر فرد بخشی از یک سخن عمومی است؛ خیابان به عرصه بیان تبدیل می‌شود و تصویر جمعیت، معنا را به مخاطبانش انتقال می‌دهد. افزون بر این، پلاکاردهای دست‌نویس، پرچم‌های انتقام و شعارهایی که در فضا طنین‌انداز بود، هر یک حامل پیامی روشن بود و در کنار یکدیگر، شبکه‌ای زنده از بیان مردمی را شکل می‌داد.

مردم این رسانه را خود پدید آوردند. نه نهادی می‌توانست چنین صحنه‌ای را صرفاً با سازوکارهای اداری بسازد و نه تریبونی قادر بود به اندازه آن گویا باشد. امتداد جمعیت از سوگ و قدرشناسی حکایت داشت و در همان حال، اراده جامعه برای حفظ انسجام و ادامه مسیر کشور را نشان می‌داد. مردمی که برای بدرقه آمده بودند، درباره آینده نیز سخن می‌گفتند.

در چنین بستری، می‌توان این حضور را از منظر حقوق عمومی نیز تحلیل کرد. اراده عمومی همواره در قالب‌های رسمی مانند انتخابات، همه‌پرسی و نهادهای نمایندگی بروز می‌یابد و در این قالب‌ها آثار حقوقی مشخصی پیدا می‌کند. با این حال، اجتماعات گسترده و خودجوش نیز می‌توانند بازتاب‌دهنده جهت‌گیری‌ها و حساسیت‌های جامعه باشند. تشییع میلیونی رهبر شهید را می‌توان در همین چارچوب فهم کرد؛ رخدادی که بیانگر نوعی اراده و احساس جمعی است که در تحلیل واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی نمی‌توان از آن چشم پوشید.

این برداشت با مبانی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز همخوان است. قانون اساسی، نقش مردم را به مشارکت‌های دوره‌ای محدود نمی‌کند، بلکه آنان را در شکل‌گیری و تداوم حیات سیاسی کشور مؤثر می‌داند. بر این اساس، حضور مردم در بزنگاه‌های تاریخی، بخشی از واقعیت اجتماعی نظام را شکل می‌دهد و درک آن برای فهم دقیق‌تر تحولات سیاسی و اجتماعی ضروری است.

حضور ده‌ها میلیونی در مراسم تشییع، چند پیام روشن در خود داشت؛ نخست، قدرشناسی از رهبری که حیات سیاسی او با تاریخ انقلاب و سرنوشت ملت ایران گره خورده بود. دوم، وفاداری به ارزش‌ها و آرمان‌هایی که او نمایندگی می‌کرد. سوم، احساس تعلق به سرنوشت کشور و اراده برای پاسداری از انسجام ملی و دفاع از ایران و اسلام. و در نهایت، این اطمینان عمومی که شهادت رهبر، حرکت کشور را متوقف نخواهد کرد و جامعه ایران توان عبور منسجم از دشوارترین لحظات را دارد.
مردم در روز تشییع، روایت این مقطع تاریخی را خود نوشتند؛ با گام‌هایشان، با اشک‌هایشان و با ایستادن در کنار یکدیگر. حاصل این حضور، تصویری روشن از ملتی بود که در سوگ رهبر خود به پا خاست و عزم خویش را برای حفظ وحدت و ادامه راه، در برابر دیدگان جهان به نمایش گذاشت؛ و این همان رستاخیزی بود که نامش «تشییع» شد.

دکتر هادی طحان نظیف عضو حقوقدان شورای نگهبان

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha